عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
111
معرفة السموم ( فارسى )
بر روى عضو متورّم و بجهة رفع تحريك الات تناسل كافور و افيون بخورانند و بجهة زوال قوى و غشى منعشات مثل اطر و الكل و شراب به كار برند ( كريزل ) و نبايد در اين مسمومين دهنيات به كار برد زيرا كه قوّت اين سمّ را بيشتر نمايند ( پولاك ) حرف الراء ربّ ربوند - از مسهلات شديد العمل و در صورت تجاوز از قدر شربت هيجان و تورّم الات تغذيه از ان ظاهر شود و علامات سمّى و معالجات ان چنان است كه در حبّ السّلاطين مذكور افتاد . حرف الزاء زاج سفيد ( آلون ) ماهيّت - سولفات مضاعفى است از الومين و پطاس و اب هم در ان هست و چون مكلّس نمايند اب ان تمام شود . اثار سمّيه - اين جسم در مجارى غذا به مقدار كم سبب ثقل و تهوّع و يبوست كردد و به مقدار زياد سبب ورم اين مجارى شود ( بول رده )